هیچ کس با من نیستمانده ام تا به چه اندیشه کنم مانده ام در قفس تنهایی ... در قفس می خوانم چه غریبانه شبی است شب تنهایی من ... برچسبها: سهراب سپهری...
آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت خواست تنهایی ما را به رخ مان بکشد...