
هیچ کس با من نیستمانده ام تا به چه اندیشه کنم مانده ام در قفس تنهایی ... در قفس می خوانم چه غریبانه شبی است شب تنهایی من ... برچسبها: سهراب سپهری...
ادامه مطلب
آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت خواست تنهایی ما را به رخ مان بکشد...
ادامه مطلب
امروز طرفای ساعت 3 ظهر از خونه بی هدف زدم بیرون هوا گرم بود ولی نه زیاد یکم تو خیابونا بیخودی گشتم بازم راضی نبودم زدم به جاده تقریبا 20 کیلومتر رفتم یهو یادم افتاد که اینجا یه چشمه هس که آب از دل کوه میاد بیرون خوش حال شدم رفتم لب چشمه وایییییییی چه آب خنکی حیفم اومد براتون عکس نگیرم توضیح: عکس دوم جاییه ک آب از کوه میاد بیرون (سرچشمه) واسه دیدن بهتر عکسا روشون کلیک کنید یا اونا رو در پنجره جدید باز کنید...
ادامه مطلب